تبليغاتX
زهـــر هجـــر
زهـــر هجـــر
یکشنبه 10 دی1385
اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست ...!

 

ناگهان همه چیز فرو می ریزد. همه درها بسته می شوند و هیچ آغوشی برایت باز نمی شود و احساس بی کسی تو را فرا می گیرد! ... اما ...

اما در آخرین لحظه ها از روشنی حضور پروردگار است که جان می گیری. خداوندا! به تو پناه آورده ام!

خداوندا! شب هنگام در نهانخانه قلبم کز کرده بودم و به تو فکر می کردم. تو را سراسر شکوه و عظمت یافتم. پس با دلی لبریز از عشق بزرگی در مقابل جلال و شکوهت به سجده افتاده ام. پروردگارا! دستان خسته و رنجورم را به سویت دراز می کنم و تو را به خداوندیت قسم می دهم که ستاره های خاموش شبهای تنهاییم را روشن کنی و به من روح دوباره ای ببخشی...

خدایا ! نام تو ما را جواز و مهر تو ما را جهاز!

شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را عیان. کریما! ضعیفان را پناهی . قاصدان را بر سر راهی . مومنان را گواهی . پس چه بود که افزایی و نکاهی!
الهی! در سر گریستنی دارم دراز. ندانم که از حسرت گریم یا از ناز!
گریستن یتیم از حسرت است و گریستن شمع از بهر ناز!

از زار گریستن چون بود؟ این قصه ای است دراز!
محبوبا! یک دل پر درد دارم و یک جان پر زجر! درمانده ام نه از تو ولیکن درمانده ام در تو! این بیچاره را چه تدبیر؟
ای خالق بی حد و ای واحد بی عد! ای اول بی بدایت و ای آخر بی نهایت!
لطیفا! اگر بهشت چشم و چراغ است بی دیدار تو درد و داغ است!
معبودا! آفریدی رایگان. روزی دادی رایگان. بیامرز رایگان. که تو خدایی نه بازرگان.

الهی ! بر عجز خود گواهم. و بر بیچارگی خود گواهم. خواست خواست توست من چه خواهم؟

ملکا! نظر خود بر ما مدام کن. و این شادی خود بر ما تمام کن و ما را برداشته به خود نام کن به وقت رفتن بر جان ما سلام کن.

الهی!

دانایی ده که در راه نیفتیم. بینایی ده که در چاه نیفتیم.

بنمای رهی که ره نماینده تویی. بگشای دری که درگشاینده تویی

من دست به هیچ دستگیری ندهم

                                        کایشان همه فانی اند و پاینده تویی...

**************

سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی    دل ز تنهائی به جان آمد خدا را همدمی


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:41 توسط : ستاره تابناک

RSS

Powered by SALAR ◄┤

بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد


tkbleak.com