تبليغاتX
زهـــر هجـــر
زهـــر هجـــر
جمعه 22 دی1385
سیـلاب اشک

 

بیا لختی تامل کن سرشک دیده زارم

چرا از من ربودی تو مجال دیدن معشوق و دلدارم

که امشب یار بیمارم به سر عزم سفر دارد

غم و اندوه جانکاه از زمین و عرش می بارد

چرا راه تماشا را گرفتی از من غمگین

تو ای ابر سیه برگرد نبار امشب غبارتو

بروی چهره معشوق من صد لکه اندازد

اگر یکبار دیگر من نبینم چهره او را

درخت غم به جانم ریشه می سازد

نگاری را که عمری در دلش بودم

همان معشوقه ای را که دل زارم تمنا می کند هر دم

ز دستم می رود افسوس و دیگر بر نمی گردد

خدایا بنگر این بی تابی دل را

بخود می پیچد و از هجر می نالد

و تو ای یار دیرینم بیا سیلاب اشکم را نگر غم را تماشا کن

مرا دریاب و از پیشم مرو دردم مداوا کن

که یک دل دارم و از هجر تو بیمار می گردد

خریداری نباشد این دل دیوانه ی من را

دلم چون کهنه کالایی در این بازار می گردد

مگر من بی وفا بودم که با من این چنین کردی

چرا بگذاشتی چشمم بریزد اشک بیماری

چرا این عاشق درد آشنایت را دل آزار و غمین کردی ...؟


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 5:28 توسط : ستاره تابناک

RSS

Powered by SALAR ◄┤

بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد


tkbleak.com